۸ دلیل برای مخالفت با افزایش سن ورود به دانشگاه فرهنگیان

مرکز پژوهشهای مجلس در یک گزارش کارشناسی با ارائه ۸ دلیل با افزایش سن ورود به دانشگاه فرهنگیان را مخالفت کرد.
به گزارش خبرگزاری مهر، در سالهای اخیر سقف سنی ورود به دانشگاههای تربیت معلم از ۲۲ به ۲۴ سال افزایش یافت؛ ولی با این وجود بار دیگر متقاضیان ورود به این دانشگاه درخواست افزایش سقف سنی به ۳۰ سال را داشتند که با درخواست وزارت آموزش و پرورش این افزایش سقف سنی از سوی کمیسیون معین شورای عالی انقلاب انجام شد.
مرکز پژوهشهای مجلس در یک گزارش کارشناسی این تصمیم را مورد نقد قرار داده است. در این گزارش آمده است که افزایش سقف سنی حداقل بر اساس ۸ دلیل، کارشناسی شده نیست و خلاف روح حاکم بر دانشگاههای تربیت معلم است. این گزارش پیشنهاد میکند که شورای عالی انقلاب فرهنگی این مصوبه را تأیید نکنند و بر همان سقف سنی ۲۴ سال که در «نظامنامه سنجش و پذیرش دانشجوی متعهد خدمت به وزارت آموزش و پرورش» مصوب ۱۲ بهمن ۱۴۰۲ آمده بود، اصرار ورزد.
دلایل وزارت آموزش و پرورش برای افزایش سقف سنی
وزارت آموزش و پرورش در نامه خود به شورای عالی انقلاب فرهنگی دو دلیل اصلی را برای این درخواست مطرح کرده است. یکی بررسیهای آماری مرکز برنامهریزی منابع انسانی و امور اداری بر روی پذیرفتهشدگان در بازه ۲۲ تا ۲۴ سال و دیگری مطالعه تطبیقی «ملاحظات ورود به حرفه معلمی» در مورد عملکرد ورودیها و داوطلبان معلمی با سن بالاتر.
بررسی این دو دلیل نشان میدهد که استدلال آموزش و پرورش بر چهار پایه استوار است: محدودیت تعداد پذیرفتهشدگان، سهولت سنجش و گزینش و جداسازی بهترین داوطلبان از بین گروههای سنی با طبق گستردهتر، بهتر بودن عملکرد معلمان با سن بالاتر و اینکه در بسیاری از کشورهای دنیا میانگین سنی معلمان بالاتر از ۵۰ سال است.
برخی از مطالبات اجتماعی نیز بر مسئله اثرگذار بوده است. به عنوان مثال، در مهرماه ۱۴۰۳ کارزاری به راه افتاد که درخواست افزایش سقف سنی ورود به دانشگاه فرهنگیان به ۳۰ سال را دنبال میکرد. در این کارزار استدلال معترضان آن بود که در سالهای ۱۳۹۴ تا ۱۴۰۰ ظرفیت دانشگاه فرهنگیان به ۳۰۰۰ نفر کاهش یافته بود و درنتیجه بسیاری از داوطلبانی که در آن سالها سن ورود به دانشگاه فرهنگیان را داشتند، به دلیل کمبود ظرفیت موفق به قبولی نشدند و اکنون که ظرفیت افزایش یافته، باید به تناسب بالا رفتن سن آن داوطلبان نیز سقف سنی ورود به دانشگاههای تربیت معلم افزایش یابد. همچنین اشاره شده بود که آموزش و پرورش هماکنون از طریق آزمون استخدامی افرادی را تا سقف سنی ۴۵ سال بهعنوان معلم استخدام میکند. در کارزار مذکور آمده بود: «گذاشتن سقف سنی ۲۴ سال برای ورود به این دانشگاه نه تنها موجب نادیده گرفته شدن توانمندی خیلی از جوانان بالای ۲۴ سال که کمتر از ۳۰ سال هستند، بلکه باعث شده که بهاندازه کافی متقاضی مستعد و بااستعداد برای ورود به این دانشگاه وجود نداشته باشد. لذا باید جوانان بالای ۲۴ سال تا ۳۰ سال را در دانشگاه فرهنگیان پذیرش کرد تا عدالت آموزشی در حق جوانان برقرار گردد».
انتقادات کارشناسی و تبعات افزایش سن دانشگاه فرهنگیان
با این حال؛ گزارش مرکز پژوهشهای مجلس تصمیم افزایش سقف سنی متقاضیان ورود به دانشگاههای تربیت معلم را غیر کارشناسی میداند و ۸ دلیل اصلی برای مخالفت با آن ارائه میدهد.
۱. یکسانانگاری فرآیند تربیت معلم با استخدام
در حال حاضر براساس قانون مدیریت خدمات کشوری، سقف سنی استخدام در وزارت آموزش و پرورش از طریق آزمونهای استخدامی ۴۰ سالگی است که با برخی از امتیازات اعطا شده در مواردی تا ۴۵ سال نیز میرسد. دانشگاه فرهنگیان محیطی هویتساز است و دانشجو معلمان باید در سن شکلگیری هویت باشند؛ در حالی که افراد ۳۰ ساله با هویتهای شکلگرفته وارد دانشگاه میشوند.
۲. نادیده گرفتن جو فرهنگی و جامعه همسالان
فرآیند تربیت معلم فرآیندی شبانهروزی و همراه با اسکان دانشجو معلمان در خوابگاهها است. حضور یک فرد ۳۰ ساله در کنار یک فرد ۱۸ ساله در خوابگاهها میتواند برنامههای فرهنگی دانشگاه را تحت تأثیر قرار دهد و محیطی با طیف سنی یک دستتر (۱۸ تا ۲۴ سال) برای تربیت معلم موفقتر است. بهخصوص آنکه در سنین بالاتر بهدلیل مشغلههای اقتصادی و اجتماعی امکان تغییر اهداف افراد از حضور در کسوت معلمی و پذیرش در دانشگاههای تربیت معلم نیز وجود دارد.
۳. ابهام در ارزیابی و سنجش بهینه داوطلبان از طیف سنی گسترده:
بهینه سازی گزینش، با افزایش تعداد متقاضیان لزوماً محقق نمیشود، بلکه نیازمند تقویت کانونهای ارزیابی و بهروزرسانی روشهای گزینش است.
۴. عدم کفایت مطالعه تطبیقی صرف در خصوص سن معلمان
استناد به مطالعه تطبیقی صرفاً کمی درباره سن معلمان در کشورهای دیگر بدون توجه به تفاوت زیرساختهای آموزشی، اقتصادی و اجتماعی ممکن است به خطای در تصمیمگیری بینجامد. در این مطالعات باید دقت داشت که وضعیت مدارس در ایران همچون تراکم کلاسی، نسبت معلم به دانشآموز، تجهیز کلاسها به فناوریهای آموزشی، سطح رفاه اجتماعی و معیشتی معلمان، اشتغال معلمان به شغل دوم و سوم در اشتغال سنین مختلف به شغل معلمی تفاوت ایجاد میکند. به عنوان نمونه در دو کشوری ایتالیا و آلمان که بر اساس مطالعه تطبیقی آموزش و پرورش جزو کشورهایی با بیشترین تعداد معلم بالای ۵۰ سال در مقطع ابتدایی هستند، تراکم کلاسی در نهایت ۲۲ نفر است در حالی که میانگین تراکم کلاسی مقطع ابتدایی در ایران ۲۸ نفر است.
۵. بیتوجهی به میانگین سنی جمعیت
آنچه که در مطالعه تطبیقی مورد اشاره وزارت آموزش و پرورش آمده، سن معلمان دوره ابتدایی در کشورهای مختلف است. بدیهی است که این مسئله با سن ورود به دوره تربیت معلم متفاوت بوده و نمیتوان با میانگین سنی معلمان سایر کشورها درخصوص سن ورود به دانشگاه تربیت معلم تصمیمگیری کرد؛ بهخصوص آنکه سیستم جذب، تربیت و نگهداری معلم در بسیاری از آن کشورها با ایران متفاوت بوده و میانگین سنی جامعه نیز در آنها بسیار بالاتر از ایران است.
کشورهایی که میانگین سنی پایینتری دارند، درصد معلمان جوانتر آنها نیز بهمراتب بالاتر است. برای مثال میانگین سنی کشور ایتالیا بیشترین جمعیت معلم بالای ۵۰ سال را دارد، ۴۷ سال است و در برخی مناطق جنوبی به ۵۲ میرسد و در این شرایط میانگین سنی معلمان بالای ۵۰ سال آن نیز به ۵۷ درصد میرسد. در حالی که میانگین سنی جامعه ایران ۳۵ سال است و طبیعتاً باید این ظرفیت نیروی جوان در کشور در عرصه معلمی نیز پدیدار باشد.
۶. بیتأثیر بودن افزایش سقف سنی بر پذیرش
یکی از استدلالهای مطرح شده موافقان افزایش سن، آن است که این امر به رفع کمبود معلم در بسیاری از مناطق کمک خواهد کرد و ازسوی دیگر رقابت بیشتری بین داوطلبان ورود به دانشگاه ایجاد شده، دایره انتخاب بالاتر رفته و افراد توانمند بیشتری برای معلمی انتخاب شوند. در حالی که دانشگاههای تربیت معلم در حال حاضر با ظرفیت خالی مواجه نیستند و با چندین برابر ظرفیت خود متقاضی دارند. از جمله برخی از رتبههای زیر ۳ هزار و حتی رتبههای تک رقمی و زیر هزار نیز انتخاب نخست آنها دانشگاه فرهنگیان است. بنابراین افزایش سقف سنی کمکی به جبران کمبود معلم نمیکند، بلکه باید نخبگان را با سیاستهای تشویقی و افزایش بهینگی در انتخاب جذب کرد.
۷. غفلت از موضوعات کلیدی و نگاه جامع
مشکل اصلی نه در محدودیت سنی، بلکه در تغییرات سلیقهای و مکرر شرایط و ضوابط جذب و صلاحیتهای بهکارگیری و سازوکار سنجش صلاحیتهای معلمی است. مصوبه ۸۳۳ شورای عالی انقلاب فرهنگی مصوب ۲۷ آبانماه ۱۳۹۹ درباره الزام معلمان به داشتن گواهینامه صلاحیت معلمی پس از گذشت ۵ سال هنوز بلاتکلیف مانده است. همچنین مصوبه ۸۸۷ شورا مورخ ۷ شهریور ۱۴۰۲ درخصوص الزام وزارت آموزش و پرورش به ارائه شرایط و ضوابط عمومی و اختصاصی داوطلبان حرفه معلمی موضوع قانون متعهدین خدمت به آموزش و پرورش و ورود به دانشگاه فرهنگیان و شهید رجایی به منظور تصویب در این شورا نیز کماکان بلاتکلیف است. در این شرایط پیشنهاد میشود تمرکز سیاستگذاری در آموزش و پرورش بر این موضوعات مهم و اساسی قرار گیرد.
۸. پایانناپذیری مطالبات اجتماعی درخصوص افزایش سن ورود به دانشگاههای تربیت معلم
سن پذیرش در دانشگاه فرهنگیان پیش از این تا سقف ۲۲ سال بود که با مصوبه سال گذشته شورای عالی انقلاب فرهنگی سقف سنی به ۲۴ سال رسید و تا حد ممکن درخواست برخی از گروههای اجتماعی برای تقاضای افزایش سن ورود به دانشگاه را کاهش داد و اکنون به نظر میرسد هرچه سقف سنی را افزایش دهیم؛ باز هم افرادی خواهان تناسب سقف سنی با سن خودشان خواهند بود. بنابراین اصلاح سقف سنی متوقف نخواهد شد.
بر همین اساس مرکز پژوهشهای مجلس تاکید میکند با توجه به اینکه سقف سنی مجاز برای شرکت در آزمونهای استخدامی تا ۴۵ سال نیز باز است؛ داوطلبان میتوانند تا زمان برگزاری آزمونهای استخدامی از این مسیر وارد حرفه معلمی شوند.
در این گزارش عنوان شده؛ با توجه به اینکه جمعیت ورودی بالاتر از ۲۲ سال به دانشگاههای تربیت معلم بنابر مکاتبه آموزش و پرورش با شورای عالی انقلاب فرهنگی به ۴۰۰ نفر (از ۳۰ هزار نفر ظرفیت) هم نمیرسد، پرداختن به اینگونه مسائل تنها موجب مشغولیت نهادهای سیاستگذار به امور غیراولیتدار خواهد شد.
همچنین مرکز پژوهشهای مجلس پیشنهاد کرده که شورای عالی انقلاب فرهنگی بر مصوبه کمیسیون معین صحه نگذاشته و بر همان سقف سنی ۲۴ سال اصرار ورزد.
همچنین پیش تر در تاریخ ۱۶ اسفند ۱۴۰۳، به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان، ۷۷ پایگاه بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان کشور خطاب به وزیر آموزش و پرورش در مخالفت با افزایش سن ورود به دانشگاه فرهنگیان، نامهای را منتشر کردند.
متن این نامه به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقای دکتر کاظمی
وزیر محترم آموزش و پرورش
عرض سلام و تحیات و با آرزوی قبولی طاعات و عبادات، دستگاه آموزش و پرورش و نظام تعلیم و تربیت با چالشهای فراوان در حوزه نیروی انسانی که تحقیقاً موتور پیشران نظام تعلیم و تربیت میباشد؛ مدتهاست که در راستای تامین کاستی ها، به کجراهه و مسیرهای زودبازده، اما آسیبزا گرایش یافته است. ایدههای مخربی همچون بکارگیری نهضت یاران، تبدیل وضعیت نیروهای خرید خدمات و معلمان حق التدریس، تکیه حداکثری بر جذب از طریق آزمون استخدامی و موضوعی که اخیرا مطرح شد، افزایش سقف سنی ورود به دانشگاه فرهنگیان تا ۲۷ و یا ۳۰ سال، که نه تنها علاج این مسئله نبوده بلکه این مسیرها، سیاستهای جذب را از مدار اصلی خود دورتر میسازد.
استدلال جدی و نظرات کارشناسی شده بدنه دانشجویی دانشگاه فرهنگیان درباره موضوع افزایش سقف سنی دانشگاه فرهنگیان بارها از طرق مختلف به سمع و نظر سیاستگذاران این حوزه رسیده است، اما موافقان این طرح در سطح مجلس و وزارتخانه آموزش و پرورش همچنان به دنبال به کرسی نشاندن طرحی هستند که تنها به واسطه فشار چند تن از متقاضیان، به دستورکار شخص شما رسیده است.
به هر تقدیر و در ادامه پیرو نامه جنابعالی به شورای عالی انقلاب فرهنگی به شماره نامه ۲۶۲۹۹۵ در تاریخ ۱۴۰۳/۱۲/۱۲ در این باره، برای چندمین بار به بیان ادله کارشناسی شده و محکم بدنه دانشجویی و دغدغهمند در رابطه با رد این طرح و گزاره پرداخته خواهد شد.
۱. اولین نکته اساسی این است که با توجه به اعلام مخالفت صریح برخی از اعضای شورای عالی آموزش و پرورش و همچنین رأی منفی شورای عالی انقلاب فرهنگی پیرامون این موضوع؛ طرح مجدد این پیشنهاد چه معنایی جز ایجاد فشار رسانهای بر سیاستگذاران به جهت بهره کشیهای سیاسی از موضوع دارد؟ آیا از جانب نمایندگان مجلس و خاصتاً اعضای کمیسیون آموزش، فشاری متوجه وزارتخانه است؟
۲. بیان چنین درخواستی از سمت جنابعالی به شورای عالی انقلاب فرهنگی تداعیگر این موضوع است که بیش از اینکه وزارتخانه، دغدغه تربیت معلم تراز انقلاب اسلامی را داشته باشد در پی تجویز نسخههای بیحساب و کتاب در جهت تأمین نیروی انسانی و صرفاً پر کردن کلاسهای درس است. اگرچه که اساساً ورود این تعداد انگشت شمار به دانشگاه فرهنگیان، هیچیک از کاستیها را پاسخ نیست و گویی غرض، تنها خاتمه دادن به درخواستها است. مقتضی است تا ادله و مستندات کارشناسی را که در نامه ارسالی به شورای عالی انقلابی فرهنگی به آن استناد شده است، در معرض مشاهده و نقد و بررسی دانشجومعلمان، کارشناسان و دغدغهمندان این حوزه قرار گیرد. طبعاً اگر حرف کارشناسی در میان نباشد، گمان اینکه تصمیمات وزیر آموزش و پرورش و این وزارت خانه با فشار نمایندگان اتخاذ شده و یا دستخوش تغییر میشود، تقویت خواهد شد.
۳. این حجم از دغدغهمندی شما برای اشتغال جوانان ۲۵ تا ۳۰ساله ستودنی است، اما پیشنهاد میشود به دنبال فراهم کردن فرصتهای شغلی برای ایشان در ستاد آموزش و پرورش و یا در دیگر مناصب و دستگاههای دولتی باشید و پیکره تربیت معلم و به طبع نظام تعلیم و تربیت را به واسطه چنین نگاهی با خلأ هویتی مواجه نسازید.
۴. همانطور که در اساسنامه دانشگاه فرهنگیان آمده است، زیست در این دانشگاه شبانه روزی است و سوالی که مطرح میشود این است که آیا شخصی که بین ۲۷ الی ۳۰ سال سن دارد و زندگی متاهلی خود را آغاز کرده است میتواند در این شرایط زیست کند؟ و آیا این موضوع باعث به وجود آمدن مشکل در اجرای سیاستهای تربیتی این دانشگاه نمیشود؟ چه تضمینی وجود دارد که در آینده نزدیک عدهای به علت مشغلههای جانبی، درخواست کوتاهتر شدن دوران تربیت معلم به سه یا دو سال را نداشته باشند؟
۵. وزارت آموزش و پرورش نه تنها در زمینه بحران منابع انسانی چالشی را رفع نمیکند بلکه هر دم چالش به چالش میافزاید. این بحران با رفع ناترازی منابع انسانی، رفع مشکل توزیع ناعادلانه نیروی انسانی، داشتن نگاه کارشناسانه و رفع کم و کاستیها در بودجه ۱۴۰۴، اصلاح سیاستهای نادرست استخدامی، انگیزه بخشی به معلمان، ارتقای شأن اجتماعی ایشان، توزیع عادلانه حقوق و دستمزد و انجام صحیح رتبهبندی تا حد زیادی قابل مدیریت است.
درگیری چند ماهه با مسئله پیش پا افتاده و بدون فوریتی، چون افزایش سقف سنی ورود به دانشگاه فرهنگیان و تاثیرپذیری ساختار رسمی آموزش و پرورش از برخی فشارهای اجتماعی همچون مطالبات پیامکی بدون توجه به پیامدهای این تصمیمها در دراز مدت، بیانگرعدم شناخت کافی و صحیح اولویتها و مسائل دارای ضرورت در این سیستم است.
۶. در برنامه هفتم توسعه بر استفاده و توجه به جوانان توصیه جدی شده است و اتخاذ این تصمیم تبعاتی همچون کاهش انگیزه نسل جوان برای ورود به حرفه معلمی را در پی خواهد داشت که به واسطه آن از کیفیت تعلیم و تربیت نسل آینده به عنوان زمینه سازان تمدن نوین اسلامی کاسته خواهد شد، ضمن اینکه امکان ایجاد هویت معلمانه برای دانشجویان با سنین بالا که هویتی مشخص و مستقل دارند بسیار دشوارتر بوده و افراد در این سنین امکان تربیتپذیری کمتری داشته و جریان تربیت معلم به درستی انجام نخواهد شد. در ادامه به موارد دیگری همچون، عدم تربیتپذیری دانشجویان در جهت کسب هویت حقیقی معلمانه در سنین بالا، افزایش نرخ فرسودگی شغلی، کاهش بهره وری آموزشی و افزایش سن بازنشستگی نیز اشاره کرد.
۷. این اتفاق منجر به تقلیل و تحریف نظام آموزش و پرورش به یک بنگاه کاریابی برای جوانانی خواهد شد که پس از ماجراجوییهای فراوان، حالا به دنبال ضمانت شغلی و درآمد ثابت و این چنین قرائتهای دست چندمی از معلمی افتادهاند.
۸. تفاوت سنی کم بین معلم و دانشآموز باعث درک بهتر نیازهای استاد_شاگردی و فهم صحیح از یکدیگر خواهد شد. در صورت افزایش سقف سنی و جذب معلمان ۳۰ساله که پس از ۴ سال تعلیم دیدن در دانشگاه فرهنگیان قرار است به کلاسهای درس روانه شوند، تفاوت نسلی فاحش بین استاد و شاگرد، کاهش تعاملات مؤثر میان معلم و دانشآموز را در پی خواهد داشت.
۹. وزارت آموزش و پرورش در خلال تصمیمات خود به جای تکیه بر نظرات کارشناسان این حوزه، عرصه را به مطالبات خیابانی واگذار کرده است. مطابق نظرات کارشناسی، مسئله نیروی انسانی در آموزش و پرورش با افزایش سن ورود به دانشگاه حل نخواهد شد بلکه مستلزم تدوین یک سند جامع نیروی انسانی، اصلاح نظام جذب و بازنگری در سیاستهای استخدامی است. همچنین شایان ذکر است اصلاح فرایند جذب، توسعه ظرفیتهای نرمافزاری و سختافزاری دانشگاه فرهنگیان، کاهش وابستگی به جذب ماده ۲۸، تقویت برنامههای مهارت آموزی و توسعه حرفهای معلمان از دیگر راهکارهای اصلاح و ارتقای نظام تعلیم و تربیت کشور است که در حال حاضر وزارت آموزش و پرورش بدون کوچکترین توجهی به آنها درصدد سیاستگذاریهای زائد و به غایت آسیبزا است.
۱۰. اگر عقلانیت پشتوانه سیاستگذاری نباشد سیاستها و تصمیمات در هر لحظه امکان تغییر پیدا میکنند. فرضا عدهای درخواست افزایش سن به ۳۳ سال را داشته باشند، یا گروه دیگری به ۳۵ سال، با کدام معیار باید نظر این افراد را رد و یا تأیید کرد. آموزش و پرورش به اندازه کافی از سیاستگذاری اشتباه ضربه خورده است و نباید خود مقدم این چرخه معیوب باشد.
بدنه دانشجویی دانشگاه فرهنگیان در سطح کشور ضمن ارائه چند باره استدلالهای خود به مراجع ذیربط، مخالفت صریح و منطقی خود را با چنین طرحی اعلام میدارد و بدون تردید در مقابل آن خواهد ایستاد. مقتضی است ضمن جدیتر انگاشتن نظرات کارشناسی وعدم تاثیرپذیری از برخی نمایندگان فرصت طلبی که به دنبال فربه شدن سبد آرای خود هستند، از ادامه این روند جلوگیری به عمل آورید.
امضاءکنندگان این نامه جمعی از اعضای بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان در شهرهای مختلف هستند.
به گزارش خبرگزاری ایسنا، در بخشی از این نامه آمده است: استفاده از ظرفیت سیاستگذاری و در راستای آن بهرهگیری از امکان وضع قوانین، تضمینکننده حرکت صحیح به سمت آینده مورد انتظار در هر جامعهای است. سیاستی که با ریل قانون، پس از شناخت اولویتها و درک ضرورتها به کار بسته شود، آینده را تضمین میکند و طبعا پشتوانه علمی و عقلانیت جزو بایستههای حیاتی هر سیاستگذاری است.
اما پیگیری اخیر کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس، پیرامون افزایش سن پذیرش داوطلبان دانشگاه فرهنگیان به ۳۰ سال و فشار همه جانبه در جهت به نتیجه رساندن این مطالبه غیر کارشناسی، یادآور روزهای تلخی بود که تصمیمات مهم و خطیر پیرامون آینده نظام تعلیم و تربیت بر اساس فشارهای پیامکی، حضور جلوی درب مجلس و تحصنهای خیابانی گرفته میشد.
پیشتر تلاش شد تا دلسوزانه در گفتوگوها نکاتی پیرامون معایب مخرب این تصمیم به گوش نمایندگان دغدغهمند کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس برسد، اما گویا گوشی بدهکار نیست و از باب تاکید مجددا نکاتی را در ادامه به عرض میرسانیم:
– با افزایش سن پذیرش به ۳۰ سال، فرآیند تربیت معلم بهینه میشود؟
اولین پرسش این است که بر اساس کدام آسیبشناسی از فرآیند جذب کنونی و همچنین بر اساس کدام استناد پژوهشی، علمی و یا منطقی به این نتیجه رسیدهاید که با افزایش سن پذیرش به ۳۰ سال، فرآیند تربیت معلم بهینه میشود؟ احساس میشود که با نگاه بدبینانه برای جذب رای و با نگاه خوشبینانه از روی احساس حاصل از فشارهای پیامکی این تصمیم اخذ شده که مطمئنا این الگوی سیاستگذاری راه تغییر بسیاری از اصول را باز میگذارد. مطمئنا با اعمال این ایده، در آینده راه اتخاذ تصمیمهای غیرکارشناسی دیگر باز خواهد شد و مجلس به عنوان یک مسیر سهلالوصول برای به کرسی نشاندن این نوع خواستهها شناخته میشود و حتی جایگاه مجلس نیز زیر سوال میرود.
– آموزش و پرورش بنگاه کاریابی نیست
اکنون با افزایش سن پذیرش، افرادی وارد این دانشگاه حیاتی میشوند که یا سالهای زیادی از تحصیل دور بودهاند و این تاثیر مستقیمی بر کیفیت آموزش میگذارد و یا مدارکی از دانشگاههای دیگر دارند که میتوانند اکنون از طریق ماده۲۸ دانشگاه فرهنگیان اقدام کنند. گرچه به صورت کلی جذب از طریق ماده ۲۸، خصوصا با سنین بالا آسیبهای خود را دارد و مکررا نیز بر اجتناب از این روش تاکید شده است، اما به دلیل نیاز مبرم و فوری آموزش و پرورش در برخی از مناطق به معلم، به صورت اضطرار از این روش استفاده میشود.
– شکلگیری هویت معلمی
براساس تمامی یافتههای علمی و همچنین شواهد میدانی سن ۱۸ تا حدود ۲۴ سال بهترین سن برای شکلگیری هویت است و قطعا هر چه سن بالاتر برود امکان تاثیرگذاری کمتر میشود. این به این معنی نیست که سیسالهها تاثیر ناپذیرند، اما باید توجه داشت که باتوجه به اهمیت قطعی و حیاتی تربیت معلم، باید تمامی ظرفیتها را به بهینهترین حالت اختصاص داد.
– معلم جوان و ارتباط با نسل نو
با سرعت گرفتن تغییرات در جهان و درگیری نسل جدید با این تغییرات لزوم همزیستی و همافقی معلمان با دانشآموزان آینده بیش از گذشته احساس میشود، در واقع برای نجات نسل پر ظرفیت پیش رو نیاز به حافظان فکر و هویتی داریم که با این نسل بیشترین زبان مشترک را دارند و این ضرورت باز ما را بر این میدارد تا از تمامی ظرفیت مراکز تربیتمعلم برای هدایت و حفاظت از چهارچوبهای هویتی دهه هشتادیها و دهه نودیهای ایران اسلامی استفاده کنیم.
در پایان این نامه همچنین به رئیس مجلس شورای اسلامی توصیه شده با اصلاح رویههای غلط در مسیر قانونگذاری برای آموزش و پرورش، در اولویتها بازنگری کرده و دغدغه قابل ستایش خود نسبت به دانشگاه فرهنگیان را در مسیر درستتر و برای مسائل ضروری این دانشگاه از جمله توسعه کمی و کیفی آن به کار ببندند.




